فصل ۵ استرینجر تینگز رابطه روانی ویل و وکنا را به سطحی تازه میبرد؛ ارتباطی که به گفته طرفداران، شباهتی آشکار به مفهوم «هورکراکس» در هری پاتر دارد.
فصل پنجم سریال Stranger Things با یکی از غیرمنتظرهترین پیچشهای داستانی خود بازگشته و شخصیت ویل بایرز را دوباره به قلب روایت اصلی منتقل کرده است. پس از چهار فصل که در آن ویل بیشتر نقش یک قربانی یا نماد زخمهای روانی دنیای وارونه را ایفا میکرد، اکنون داستان او بهطور کامل بازتعریف شده است. محور این بازتعریف، پیوند عجیب و تاریکی است که میان او و وکنا شکل گرفته؛ پیوندی که به گفته بسیاری از طرفداران به طرز چشمگیری یادآور مفهوم «هورکراکس» در مجموعه هری پاتر است.

برای دسترسی به بهترین مقالات همراه پلیفای باشید.
ویل از همان فصل نخست، یعنی زمانی که توسط موجودات دنیای وارونه ربوده شد، احساس میکرد بخشی از تاریکی درونش مانده است. این حس در فصلهای بعدی نیز با رؤیاها، توهمها و دردهایی که بهطور ناگهانی فعال میشد، ادامه یافت. اما فصل ۵ این نشانهها را از سطح نمادین فراتر میبرد و نشان میدهد ارتباط ویل با وکنا یک پیوند واقعی، زنده و خطرناک است. در این فصل، ویل نهتنها حضور وکنا را حس میکند، بلکه آگاهی او را تجربه میکند، دردهایش را میبیند و حتی به قدرتهای او دسترسی پیدا میکند.
همین الگو سبب شده هواداران سریال، بهسرعت این رابطه را با هورکراکسهای هری پاتر مقایسه کنند. در دنیای هری پاتر، هورکراکس شیئی است که بخشی از روح جادوگر تاریک را در خود نگه میدارد و او را حتی در صورت نابودی جسمی زنده نگه میدارد. با آنکه سریال Stranger Things مستقیماً از جادو استفاده نمیکند، ساختار ارتباط میان ویل و وکنا بهطور آشکاری مشابه همان ایده است: کودکی که ناخواسته حامل بخشی از وجود شر مطلق شده است.

در یکی از صحنههای مهم فصل پنجم، ویل هنگام مواجهه با گروهی از دموگورگونها، به شکلی غریزی از نیروی وکنا استفاده میکند. او اجساد موجودات را دقیقاً همانطور میشکند که وکنا قربانیانش را در فصل چهارم از پا درآورده بود. این لحظه، اولین اثبات قطعی است که ویل تنها یک شاهد یا گیرنده پیامهای دنیای وارونه نیست؛ او عملاً در حال «کانالیزهکردن» نیروی وکناست. نوآ شنپ، بازیگر نقش ویل، در مصاحبهای گفته این شباهت چنان آشکار بوده که برای درک بهتر آن، دوباره به تماشای فیلمهای هری پاتر پرداخته است.
فصل پنجم تأکید میکند که سازندگان سریال از مدتها قبل این مسیر را برای ویل برنامهریزی کرده بودند. برادران دافر چندین بار گفتهاند که ویل «کلید پایان» وکناست؛ اما اکنون برای نخستینبار معنای واقعی این جمله روشن میشود. ویل نهتنها توانایی حسکردن حضور موجودات دنیای وارونه را دارد، بلکه اکنون میتواند آنها را کنترل کند. چنین قابلیتی تنها با یک تفسیر هماهنگ است: بخشی از وجود وکنا در او باقی مانده است.
این روایت البته تنها یک پیچش فانتزی نیست؛ بلکه به لایههای عمیقتری از شخصیت ویل گره خورده است. ویل سالهاست با احساس گناه، ترس و انزوایی رنج میبرد که ناشی از تجربهاش در دنیای وارونه است. فصل پنجم قدرت تازه او را نه بهعنوان «قدرتی قهرمانانه»، بلکه بهعنوان بخشی از همان تاریکی معرفی میکند؛ تاریکیای که او بهجای فرار از آن، مجبور است با آن روبهرو شود و آن را در مسیر درست بهکار بگیرد. در مقایسه با هری پاتر، ویل بهجای آنکه ازطریق تقدیر انتخاب شود، از طریق زخم و تجربه انتخاب شده است.

با همین منطق، پرسش بزرگ فصل پنجم در نیمه دوم آن مطرح میشود: اگر ویل حامل بخشی از وکناست، آیا برای نابودی این هیولا باید بهای مشابهی بپردازد؟ در هری پاتر، نابودی ولدمورت نیازمند نابودی هورکراکس درون هری بود؛ لحظهای که داستان را به یکی از احساسیترین نقاط خود رساند. اکنون طرفداران حدس میزنند که شاید Stranger Things نیز به یک پایان تلخ اما قدرتمند نزدیک شود؛ یا شاید سازندگان این الگو را بشکنند و سرنوشت ویل را به مسیر دیگری ببرند.
در هر حال، یک حقیقت انکارناپذیر است: فصل ۵ سرانجام ویل بایرز را به قلب نبرد آخر بازگردانده و او را به ستون اصلی داستان تبدیل کرده است. چه این روایت به سرنوشتی مشابه هری پاتر ختم شود و چه کاملاً مسیر متفاوتی انتخاب کند، پیوند ویل و وکنا اکنون مهمترین و تاریکترین عنصر جهان Stranger Things است.
در انتها از شما عزیزان دعوت میشود که برای مطالعه مقاله مربوط به نقدها و نمرات انیمیشن Zootopia 2 کلیک کنید.


دیدگاه کاربران (2 دیدگاه)