فیلم های تکنولوژیک سالهاست ژانر محبوب فیلمسازان، نویسندگان و دیگر خالقانی است که هم شیفته فناوری اند و هم در عین حال نگاهی محتاط و نگران به آن دارند. اینها آثاری هستند که ریتم تند یک داستان جاسوسی، درهم تنیدگی های اروتیک، بازیهای روان شناختی یا دیگر الگوهای تریلر را با شکلی از فناوری چه واقعی و چه تخیلی گره میزنند و آن را به سطحی بالاتر میبرند.
این ژانر، مورد علاقه نویسندگانی همچون مایکل کرایتون و تام کلنسی بوده و در اقتباس های سینمایی آثار آنها در دهه ۹۰ میلادی به وضوح دیده میشد.
در قرن بیست و یکم، پیشرفت های عظیم تکنولوژیک، پرسش های اخلاقی مرتبط با خود و نگرانی های انسانی را شدیدتر کرده است. تریلرهای تکنولوژیک این قرن نیز متقابلاً دامنه روایت خود را گسترش داده اند تا بر فناوری های نوظهور و در حال توسعه تمرکز کنند.

هوش مصنوعی، نظارت دائمی و شبکه های اجتماعی نقش مهمی در این فیلم ها داشته اند؛ در کنار فناوری هایی که هنوز در دنیای واقعی اختراع نشده اند. این ده فیلم از قرن بیست و یکم، هیجان هایی با تکنولوژی پیشرفته عرضه میکنند که همچون آینه ای سیاه، سویه های تاریک امیال انسانی را بازتاب میدهند.
بهترین های سینما و ویدیو گیمینگ و دنیای ورزش را از پلیفای بخوانید.
معرفی 10 تا از فیلم های علمی-تخیلی-تکنولوژیک که مغزت رو منفجر میکنه

10. Mission: Impossible – Dead Reckoning (2023)
بسیاری از تریلرهای جاسوسی علاقه ویژه ای به بازی با ابزار و گجت دارند و مجموعه فیلم های Mission: Impossible نیز از این قاعده مستثنا نیست. از ماسک های فوق واقع گرایانه تا مک گافینها، این مجموعه اکشن همیشه پر از فناوری های جذاب بوده، اما تا Dead Reckoning هرگز به طور جدی با «خطر فناوری» روبه رو نشده بود؛ اینجا که با یک هوش مصنوعی شرور به نام «Entity» طرف هستیم.
شخصیتهای شرور هوش مصنوعی از زمان HAL 9000 در سینما حضور داشته اند، اما در سال های اخیر، با نفوذ هوش مصنوعی به ابعاد مختلف زندگی روزمره و تهدید معیشت کارگران انسانی، این تهدید بسیار ملموس تر شده است.
Dead Reckoning از بی اعتمادی انسانها نسبت به هوش مصنوعی بهره میگیرد؛ Entity یک الگوریتمِ همه چیزدان است که به خودآگاهی رسیده و در پشت پرده، رشته های دیجیتال را میکشد تا افراد را دستکاری کند.
با وجود ضعف های روایی دیگر فیلم و تأکید بیش از حد آن بر نمایش اکشن به جای تعلیق تکنولوژیک، Entity همچنان یک ضدقهرمان قدرتمند است که حتی از بیشتر آنتاگونیست های انسانی این مجموعه نیز هولناکتر به نظر میرسد؛ با یک استثنای مهم: فیلیپ سیمور هافمن که استعدادش هرگز توسط ماشین سرد قابل تکرار نیست. Dead Reckoning ایتن هانت ظاهراً فراانسانی و توانایی بیپایان او در بداهه پردازی را روبه روی دشمن نهایی اش قرار میدهد؛ دشمنی که همزمان همه جا حضور دارد و میتواند هر نتیجه ای را پیش بینی کند.
9. Blackhat (2015)
Blackhat شاید دست کمگرفته شده ترین فیلمِ کارنامه مایکل مان باشد؛ تریلری جهانی که بهجای خلافکاران سنتی، مجرمان سایبری را در مرکز خود قرار میدهد؛ عنوان فیلم نیز اشاره به «هکرهای قانون شکن» دارد.
کریس همسورث نقش یک هکر زندانی را بازی میکند که به طور موقت آزاد میشود و در صورت کمک به ردیابی یک هکر خطرناک تر که در سراسر جهان آشوب ایجاد کرده، شانس کسب آزادی کامل را به دست میآورد. هرچند همسورث برای این نقش چندان مناسب به نظر نمیرسد، خود فیلم از ریتم تند مان و استفاده او از فیلم برداری دیجیتال سود میبرد.
فرهنگ هکری و جرایم دیجیتال در هالیوود اغلب بهدرستی بازنمایی نشده اند؛ احتمالاً به این دلیل که تصویر یک فرد پشت کامپیوتر ذاتاً چندان سینمایی نیست. بسیاری از فیلم ها با موضوع هک، صحنه های اکشن اغراق آمیز یا عناصر غیرواقعی را تزریق میکنند و هک کردن را شبیه قدرت های جادویی نشان میدهند تا برای مخاطب عام جذابتر شود.
Blackhat با وجود آنکه برخی سکانس های اکشن و تعقیب و گریز مرسوم را دارد، همچنان میل مان به «اصالت و واقع گرایی» را ادامه میدهد. کارگردان از مشاوران فنی متعدد، از جمله هکرهای واقعی، استفاده کرده تا تریلری بسازد که از واقع گراترین فیلمهای هکری سینما محسوب میشود.

8. Searching (2018)
هر نسل نسبت به نسل قبل، انس و مهارت بیشتری با فناوری دارد و با ظهور شبکه های اجتماعی و تلفن های هوشمند، بسیاری از افراد تقریباً بهطور مداوم در وضعیت «آنلاین» هستند. این وضعیت، پس زمینه ای بسیار مناسب برای هر تریلر معمایی مدرن است؛ اما Searching پا را یک گام فراتر میگذارد و تقریباً به طور کامل روی صفحه کامپیوتر و گوشی میگذرد.
این فیلم نخستین اثر با چنین شیوه روایت بصری نبود، اما شاید مؤثرترین آنها باشد. جان چو نقش پدری را بازی میکند که در جست و جوی دختر گمشده اش است و تحقیقاتش را از طریق ردپاهای دیجیتالی که او در داده هایش باقی گذاشته دنبال میکند.
Searching بهآسانی میتوانست صرفاً یک ترفند بصری ارزان باشد که خیلی زود تکراری و خسته کننده میشود، اما در عمل، این شکل ارائه بصری نه تنها داستان معمایی نسبتاً ساده فیلم را تازه نگه میدارد، بلکه مضامین آن را نیز تقویت میکند. با توجه به اینکه امروزه تعداد زیادی کارآگاه آماتور آنلاین و حجم بی پایانی از داده ها در هر لحظه در حال جریان است، فضای دیجیتال به بستری منحصربه فرد برای روایت معماهای کلاسیک تبدیل شده است؛ و Searching بهترین نمونه پیوند این دو جهان است.
7. Source Code (2011)
دانکن جونز پس از نخستین فیلم علمیـتخیلی اش Moon، با تریلر تکنولوژیک Source Code بازگشت؛ فیلمی که از مفهوم «حلقه زمانی» بهکمک یک فناوری خیالی، استفاده ای هوشمندانه میکند. جیک جیلنهال در نقش یک سروان ارتش ظاهر میشود که آگاهی اش به برنامه ای به نام «کد منبع» منتقل شده؛ برنامه ای که به او اجازه میدهد هشت دقیقه پیش از وقوع یک حمله تروریستی به قطار را بارها و بارها از سر بگذراند تا هویت بمبگذار را کشف و از حملات بعدی جلوگیری کند. فیلم با ریتمی تند و دقیق در مسیر این حلقه زمانی پیش میرود و سپس به لایه ای عمیقتر درباره سرنوشت و واقعیت های بدیل راه باز میکند.
اگرچه برخی منتقدان و مخاطبان از پایان فیلم رضایت نداشتند، Source Code در مجموع یک تریلر بسیار مؤثر است که از «تکنولوژی» بهعنوان ابزاری برای واکاوی شخصیت های انسانی و پیوندهای فردی آن ها استفاده میکند. در نهایت، این فیلم تریلری نسبتاً «کم ادعاتر» است که نیازی نمیبیند هیجان خود را بیش از حد بزرگ کند و تمام موفقیتش را مدیون همین ایدهٔ هوشمندانه و بازیهای قدرتمند بازیگرانش است.

6. A Scanner Darkly (2006)
فیلیپ کی. دیک به خاطر رمانها و داستان های کوتاهش شناخته میشود؛ آثاری که مضامینی مثل هویت، واقعیت و ادراک را در جهان های علمیـتخیلی ای بررسی میکنند که در آن ها، فناوری اغلب مرز این مفاهیم را مخدوش میسازد.
آثار او بسیار مورد احترام بودهاند و اقتباس های سینمایی متعددی از آنها صورت گرفته؛ اقتباسهایی که بسیاری کوشیده اند حال و هوای ذهن آشفته و «روان پریش گونه»ٔ کارهای او را بازآفرینی کنند، اما همیشه کاملاً موفق نبوده اند. انیمیشن A Scanner Darkly ساخته ریچارد لینکلیتر، شاید اصیل ترین و نزدیک ترین اقتباس به روح آثار دیک باشد؛ به لطف تصاویر سوررئال و روایت رویاگون خود.
در آینده ای نزدیک در ایالات متحده، که در آن نوعی ماده مخدر بسیار قوی کشور را درنوردیده، کیانو ریوز نقش پلیسی مخفی را بازی میکند که مأمور یافتن یک توزیعکننده عمده این ماده است، در حالیکه خودش نیز به آن اعتیاد پیدا کرده.
گرچه رمان منبع، براساس تجربه های سنگین مصرف مواد مخدر توسط دیک نوشته شده و فیلم نیز در قالب بیگانگی آور «انیمیشن روتوسکوپی» (که لینکلیتر پیش از این در Waking Life به کار برده بود) ارائه میشود، دنیایی که فیلم ترسیم میکند به شکلی نگران کننده «بیش از حد واقعی» احساس میشود؛ جهانی که در آن، بحران های مواد مخدر توسط شرکت های دارویی غیراخلاقی تولید و تشدید میشوند و سطح نظارت پلیسی به طور هولناکی بالا رفته است.
5. Tenet (2020)
کریستوفر نولان در Tenet عشق خود به تریلرهای جاسوسیِ نوع جیمز باند را با روایت های پازلگونه ذهن پیچش ترکیب کرده است؛ فیلمی علمیـتخیلی و اکشن با «زمان وارگی» افراطی که به یکی از جنجالی ترین آثار او نزد منتقدان بدل شد.
بسیاری بر این باور بودند که شکوه بصری فیلم، داستان پیچیده و توضیحات فنی انبوه آن را تحت الشعاع قرار داده است. نولان بارها تأکید کرده بود که علم پشت فیلم، عمداً ناسازگار است و صرفاً در خدمت صحنه های اکشن قرار دارد و نه یک طرحواره کاملاً منسجم. چه بیننده با جدیت تمام درگیر مضامین فیلم درباره جبر و پارادوکس ها شود و چه فقط آن را به عنوان یک اکشن تکنیکی و خیرهکننده «تماشا» کند، Tenet تجربهای بسیار سرگرم کننده و سینمایی است.
در فیلم، قهرمان بینام (با بازی جان دیوید واشنگتن) به سازمانی به نام Tenet جذب میشود تا نقطه آغاز اشیایی را بیابد که از آینده به گذشته فرستاده میشوند. سکانس های اکشن که در آن ها عناصر «وارونه شده» (در زمان معکوس) هم زمان در کنار عناصر در حال حرکت رو به جلو دیده میشوند، از پرزرق و برقترین صحنه های کارنامه نولان اند؛ و اوج فیلم که شامل یک مانور نظامی «گازانبری در زمان» است، از نظر کارگردانی اکشن چشمگیر است. اینکه آیا همه این ها «منطقی» هستند یا نه، در برابر عظمت این تریلر تکنولوژیکِ بزرگ، اهمیتی ثانویه پیدا میکند.

4. Possessor (2020)
براندن کراننبرگ، فرزند دیوید کراننبرگ، با Possessor نشان میدهد که میراث پدر را به خوبی ادامه میدهد؛ تریلری ذهن پیچش با عناصر پررنگ «ترس جسمانی»، در داستانی درباره یک آدمکش فوق حرفه ای که مأموریت هایش را با تسخیر بدن افراد ناآگاه انجام میدهد.
او زمانی که دیگر نمیتواند از بدن آخرین میزبان خود جدا شود، همه چیز بهسرعت خونین و متافیزیکی میشود؛ هویت ها و واقعیت های آن ها در هم میآمیزد و این فرایند با خشونتی افراطی و جنسیّت شدید همراه است. فیلم با تصویربرداری بسیار شیک و محتوایی تحریک کننده، آینده ای تاریک و دیستوپیایی از سرنوشت بشر در هم زیستی با فناوری ترسیم میکند.
آندریا ریزبرو و کریستوفر ابوت، بهترتیب در نقش آدمکش و بدنِ تسخیرشده او، دو شخصیت اصلی بهیادماندنی میسازند و شیوه کاوشِ فیلم در روان آن ها در روند ادغام تدریجی ذهن هایشان هم از نظر بصری خیره کننده و هم عمیقا آزاردهنده است. Possessor به راحتی میتوان آن را خشن ترین تریلر تکنولوژیک قرن بیست و یکم دانست؛ فیلمی که تماشا کردنش در کنار آثار تکنوفوبیک دیوید کراننبرگ، مثل Videodrome یا eXistenZ، یک شب سینماییِ هم جذاب و هم آزاردهنده رقم میزند.
3. Upgrade (2018)
Upgrade را میتوان نسخه قرن بیست و یکمی RoboCop دانست؛ فیلمی که ترکیب انسان و ماشین را تصور میکند، با هویتی بسیار پیشرفته تر از سایبورگ کند و سنگینحرکت پیتر ولر، اما نه کم خطرتر. لوگان مارشال-گرین نقش یک مکانیک «آنالوگ» را بازی میکند که در جهانی دیجیتال زندگی میکند و در حمله ای خشونت بار، همسرش را از دست میدهد و خودش فلج میشود.
او فرصتی برای انتقام پیدا میکند وقتی یک چیپ آزمایشی با هوش مصنوعی ای به نام STEM در مغزش کار گذاشته میشود؛ چیپی که کنترل اندام های او و دسترسی به هوش و مهارت های مبارزه ای پیشرفته را بر عهده میگیرد.
Upgrade در حالی هیجان های تکنولوژیک خود را در ظاهری کثیف و زمخت عرضه میکند که جهانش پر از ماشینهای خودران در بزرگراه هاست، اما فقر و خشونت همچنان بیداد میکند.
لی ونل عناصر ترس را از آثار قبلیاش از جمله فیلمنامه های اولیهٔ Saw با خود به این فیلم آورده تا صحنه های اکشن را به تجربه هایی شوک آور و شدیداً فیزیکی تبدیل کند. در پس پاشش خون و خشونت، همچنان ایده ای بسیار جذاب درباره اتکای افراطی انسان مدرن به فناوری پنهان است؛ و این پرسش نگران کننده که وقتی تکنولوژی به این نتیجه برسد که دیگر به انسان ها نیازی ندارد، چه خواهد شد؟

2. Ex Machina (2015)
نخستین تجربه کارگردانی الکس گارلند، نویسندهٔ شناختهشده ژانر، Ex Machina است؛ تریلری کوچک مقیاس که ایده های بسیار بزرگی درباره هوش مصنوعی، خالقان قدرت طلب و تلاقی فناوری با دینامیک های جنسیتی طرح میکند.
داستان، به طور کامل در فضای مینیمال خانه یک مدیرعامل تکنولوژی (با بازی اسکار آیزاک) میگذرد؛ فردی که یک برنامه نویس تنها (دامنال گلیسون) را دعوت میکند تا «انسانیت بالقوه» یک ربات انسان نما (با بازی آلیسیا ویکاندر) را بیازماید.
بیشترین بخش تعلیق و هیجان فیلم نه در اکشن، بلکه در سؤالهایی است که دربارهٔ آگاهی، هویت و روابط قدرت در این مثلث انسانی–ماشینی مطرح میشود و فضایی آکنده از ناراحتی و سوءظن ایجاد میکند.
اگرچه فیلم در نهایت به اوج خشونت آمیز قابل انتظارِ این نوع روایت میرسد، اما این نقطه کاملاً در اثر تعلیق پرکشش و آرامی است که در طول فیلم ساخته شده. Ex Machina یک تریلر تکنولوژیک «ذهنی و اندیشمندانه» است که مخاطب را وادار میکند در مواجهه با یک «پرومتهٔ فرامدرن» اخلاقیات خود را بازبینی کند. فناوری شاید از زمان مری شلی و فرانکنشتاین به طرز چشمگیری تغییر کرده باشد، اما ترس های بنیادین انسان از خلق حیات تازه و از دست دادن کنترل، همچنان همان است.
1. Minority Report (2002)
اقتباس پرهزینه استیون اسپیلبرگ از داستان کوتاه The Minority Report نوشته فیلیپ کی. دیک، در دو دهه ای که از انتشارش گذشته، به دلیل مضامین و فناوری «پیشگویانه» اش، تنها مرتبط تر شده است. داستان در آینده ای میگذرد که در آن سه موجود پیش گوی روانی، موسوم به Precogs، قادرند قتل ها را پیش از وقوع پیش بینی کنند و پلیس با اتکا به آنها، سیستم «پیشجنایت» را به راه انداخته است.
فیلم در قالب روایت مردی بیگناه که به ناحق تحت تعقیب قرار میگیرد، تعلیق فراوانی ایجاد میکند و همزمان، به مضامین اختیار، اراده آزاد و زیادهروی نهاد پلیس در کنترل شهروندان میپردازد.
تام کروز در نقش رئیس واحد Precrime، وقتی متهم میشود که در آینده مرتکب قتل خواهد شد، مجبور میشود برای اثبات بیگناهی و شکل دادن به سرنوشت خود، فرار کند.
Minority Report بیش از هر چیز به خاطر فناوری هایی که پیش بینی میکند مشهور است. اسپیلبرگ با مشورت گروهی از متخصصان کوشید تصویری «قابلباور» از آینده بسازد و در این مسیر، چندین فناوری را پیشاپیش به نمایش گذاشت: از تشخیص حرکات دست و رابط های ژست محور گرفته تا تبلیغات هدفمند و مهم تر از همه، فناوریهای تحلیلی پیشبینانه در پیشگیری از جرم.
کشمکش مرکزی فیلم، یعنی «پیشگیری از جرمِ هنوز رخ نداده» و اخلاق مشکوک پشت آن، عمداً بازتابی از محدودیتهای آزادی های مدنی در آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر طراحی شده بود؛ اما امروز نیز در چشم انداز سیاسی مدرن، به شکلی هولناک مرتبط است؛ زمانی که به نظر میرسد «دادرسی عادلانه» برای افرادی که دولت آنها را تهدید تلقی میکند، به تعلیق درآمده است. پیشنگر و اندیشهبرانگیز، Minority Report همان تریلر تکنولوژیکی است که قرن بیست و یکم را در سینما گشود و هنوز هم بهترین نمونه این ژانر در این قرن به شمار میآید.
برای مطالعه مقاله ۳ فیلم برتر برای تماشا در نتفلیکس برای آخر هفته کلیک کنید.

