داستان سیندرلا: از مصر باستان تا سینمای هالیوود

داستان سیندرلا: از مصر باستان تا سینمای هالیوود

همه ما داستان  سیندرلا را میدانیم، داستان دختری مظلومی که توسط نامادری و دو خواهر ناتنی خود مورد آزار قرار میگیرد. اما در نهایت توسط یک شاهزاده سوار بر اسب سفید نجات پیدا میکند و خوشبخت میشود.

به احتمال بسیار زیاد خیلی از شما فکر میکنید که این،داستان،به زمان ۱۹۵۰، یعنی درست زمانی که والت دیزنی اقدام به ساخت کارتون سیندرلا کرد، یا کسانی که اهل ادبیات باشند نهایت سال ۱۸۱۲ میلادی برمیگردند؛ یعنی زمانی که برادران گریم داستانی  به نام  سیندرلا را نوشتن. هر چند داستان سیندرلای برادارن گریم تفاوت های بسیاری با  داستان سیندرلا در دنیای والت دیزنی دارد، به طور کلی داستان های برادران گریم یک مقدار تلخ تر و تاریک تر نگارش شده اند و والت دیزنی برای نوشتن دوباره داستان سیندرلا  به آن تمی شیرین  و کودکانه ایی داد.

اما نه برادران گریم و نه والت دیزنی اولین کسانی نبودند که داستان سیندرلا را خلق کردن، داستان  سیندرلا یکی از داستان های کهن است که برخلاف تصور همه ریشه ایی اروپایی و یا غربی ندارد بلکه برعکس ریشه این داستان به خاورمیانه و مصر باستان برمیگرده؛ هر چند که ما در اون زمان این شخصیت را با نام سیندرلا میشناسیم و بعدها نویسندگان و فیلم برداران این نام را برای او خلق کردن.

قبل از شروع از شما عزیزان خواهشمندیم است که برای مطالعه مقالات بیشتر بر روی پلیفای کلیک کنید.

سیندرلا در طول تاریخ

داستان سیندرلا بسیار قدیمی تر از چیزی است  که تصور میکنید و ریشه افسانه های این داستان به مصر، چین و حتی ایران برمیگردد.

افسانه رودوپیس

برمیگردیم به ۷ سال پیش از میلاد مسیح، در مصر باستان، در آن دوران یک افسانه معروف به نام افسانه رودوپیس بین مردم نقل میشد، رودوپیس یک دختر جوان بود؛ کسی که به عنوان برده از یونان به مصر آورده میشود و در آن جا توسط مردی ثروتمند خریداری میشود و به خونه او برده میشود، یک روز که رودوپیس در حال حمام بود یک عقاب به آنجا میاید و یکی از صندل های رودوپیس را برمیدارد و در قصر فرعون به زمین میاندازد. فرعون که در حال قدم زدن در قصر بود با دیدن صندل کنجکاو میشود که این صندل برای کیست بنابراین دستور میدهد تا تمام افرادش  به دنبال صاحب این صندل  بگردن، سربازان هم در کل کشور را به دنبال صاحب صندل میگردد تا بالاخره رودوپیس را پیدا میکنند و متوجه میشود که این صندل ها برای او می باشد،او از پایش درمیاد و بامنیار بنابراین رودوپیس را به قصر فرعون میبرن و رودوپیس که روزی برده، او بود به عنوا‌ن ملکه بر مصر خدمت میکند.

افسانه رودیپس

افسانه یشیان

پس از گذشت چندین سال از افسانه رودپیس؛ اینبار در سال 850 بعد از میلاد، در چین باستان، در این دوران یک دختر زیبا و یتیم به نام یشیان، که با نامادری و یک خواهر ناتنی زندگی میکند؛ و هر روز مورد آزار و اذیت نامادری خود قرار میگرد و خواهرناتنی او نیز به زیبایی یشیان حسادت میکند. یشیان تنهای داستان ما گاهی اوقات با  روح مادر مرده خود ارتباط میگیرد؛ تنها رفیق یشیان یک ماهی بزرگ در رودخانه است که یشیان هر از چندگاهی برای صحبت با او به کمار رودخانه میرود. اما نامدری او که تحمل دیدن این رفتار های یشیان را نداشت، یک روز به سمت ماهی رفته و او را میکشد، بعد هم استخوان های ماهی را در جایی دور دفن میکند؛ گوشت ماهی را نیز میپزد و به دختر خود میدهد تا بخورد.یشیان که از این موضوع بسیار افسرده شده است و تمام مدت به گریه میگذراند؛ یک شب که یشان در حال گریه است روح مادرش برای آرام کردن او به نزدش میاید و برای آرام کردن او محل دفن ماهی را به او میگوید تا یشیان به آنجا رود و با دوست خود خداحافظی کند و کمی آرام برگیرد؛ برای این منظور هم یک لباس جادویی و جفت صندل طلایی به دخترش هدیه میدهد. در همین زمان یک مراسم بزرگ در شهر برگزار میشود، که در این مراسم دخترهای جوان مجرد شرکت کنند تا شاهزاده از بین آنها همسری برای خود انتخاب کند.نامادری یشیان اجازه شرکت او در این مراسم را نمیدهد، اما یشیان  به هر شکلی است خودش را به این مهمانی بزرگ میرساند و همه افراد حاضر در مهمانی با دیدن زیبایی یشیان او را ستایش میکنند، سایر دختران از دیدن این زیبایی به یشیان حسودی میکنند. اما در این شلوغی ها چشم یشیان به ناخواهری خود می افتد و بلافاصله از دست او فرار میکند و ناخواهری هم به تعقیب او میپردازد. در این تعقیب و گریز یکی از صندل های او از پایش در میاید و شاهزاده که شاهد این اتفاقات است با دیدن صندل او، به افرادش دستور میدهد تا صاحب این صندل را پیدا کنند؛ بعد از کلی جستجو بالاخره سربازان موفق میشوند که یشیان را پیدا کنند.و به نزد شاهزاده میبرند و شاهزاده با دیدن یشیان عاشق او میشود و در مراسمی با شکوه با هم ازدواج میکنند. در برخی از نسخه های این داستان آمده است که یشیان مادر و ناخواهری خود را میبخشد و برخی دیگر از نسخه گفته شده که سنگ های بزرگی بر سر این نامادری و خواهرناتتی او خراب شده و هر دو کشته میشوند.

افسانه Ye Xian

افسانه  تام و کم

این داستان یکی از معروف ترین و شاید عجیبترین داستان ها در ادبیات ویتنام میباشد، داستان دختری به نام تام و خواهرناتنی او به نام کم، این داستان شباهت های زیادی به داستان های قبلی به ویژه نسخه چینی آن دارد؛ یعنی تام با یک ماهی دوست میشود و نامادری او ماهی را میکشد، و در نهایت تام و شاهزاده با هم ازدواج میکنند، اما زدواج این دو پایان داستان نیست و از پس اتفاقات وحشتناکی برای این زوج رخ میدهد، زمانی که تام و شاهزاده با هم ازدواج میکنند، کم و نامادری تام نمیتوانند این موضوع را تحمل کنند، پس یک نقشه شیطانی کشیدن و تام را به قتل رساندند، بعد هم کم را به جای تام جا زدن، اما روح تام از بین نرفت و تصمیم به گرفتن انتقام خود از ناخواهری و نامادری اش شد. در این داستان ما با تناسخ روبه رو هستیم؛ به این معنی که روح تام چندین مرتبه به  موجودات مختلفی تبدیل میشود، تا اینکه بالاخره دوباره به یک دختر جوان تبدیل شده و هویت اصلی خودش را پیدا میکندو به قصر شاهزاده میرود و همه چیز را با شاهزاده در میان میگذارد. شاهزاده که حالا همه چیز را میداند تصمیم میگیرد که کم ناخواهری تام را به قصر خود احضار کند و از او میپرسد:« اگر کسی لباس فرد دیگری را بدزد، چه مجازات برای او باید در نظر گرفت؟» کم که نمیدانست شاهزاده همه چیز را میداند جواب داد:«باید در آب جوش انداخته شود تا عبرتی برای دیگران بشود.» شاهزاده هم دقیقاً همین کار را با او انجام میدهد. این افسانه که تاریخ دقیق نگارش آن معلوم نیست یکی از تاریک ترین نسخه های سیندرلا به حساب می آید.

داستان سیندرلا به سبک ویتنامی

داستان سندریلیون

در قرن هغدهم بود که این داستان به خاک اروپا پا گذاشت؛ جایی که برای اولین بار نویسنده معروف ایتالیایی به نام جیانیاتیستا باسیل یک مجموعه داستانی به چاپ میرساند که یکی از این داستان ها با نام لاگاتا سنرنتولا به نام گربه خاکستری نیز در این مجموعه داستانی منتشر شد، شخصیت اصلی این داستان دختری زیبا به نام زئوزولا میباشد؛ البته خیلی ها اعتقاد دارند که نام سیندرلا از همین اسم برگرفته شده است.نویسنده داستان در سال 1632 میمیرد و تقریباً 60 سال بعد نویسنده ایی دیگر چارلز پرو از فرانسه یک مجموعه داستانی دیگر که در اصل جمع آوری دیگر داستان های قدیمی بوده است را مینویسد؛ اسم یکی از این داستان ها سندریلیون بوده است؛ که در واقع همین داستان سیندرلای امروزی میباشد و در اینجا متوجه میشویم که نام سیندرلا و داستان او از کجا به این جا رسیده است، در این داستان پدر سندریلیون نمرده است بلکه نسبت به سرنوشت فرزند خود بی تفاوت است؛ سندریلیون هم دشمنی خاصی با ناخواهری خود ندارد. پایان این داستان خوش است و به نوعی این داستان پایه گذار داستان سیندرلا در فرهنگ ادبی غرب شد.

سرگذشت داستان سیندرلا

داستان سیندرلا

در نهایت پس از این مسیر طولانی داستان سیندرلا به دست برادران گریم در آلمان می افتد, برادران گریم تم داستان را تغییر میدهندو از کلی نماد استفاده میکنند که اصلا ربطی به  داستان اصلی ندارد و دقیقاً مربوط به ادبیات فلکلور آلمانی میشود؛ در این داستان برادران گریم شخصیت سیندرلا را جدی و تاریک کرده اند، که در این زمینه شباهت زیادی به نسخه های قدیمی تر سیندرلا دارد. چرا که سیندرلای چالز پرو به خوبی و خوشی تمام میشود؛ اما داستان برادران گریم این گونه نیست و در پایان داستان پرندگانی که دوستان سیندرلا هستن چشمان خواهر ناتنی او را از کاسه در میاورند، که این کار پیام اخلاقی داستان را میرساند. « حسادت مجازات سختی در پیش خواهد داشت.»

داستان ترسناک سیندرلا نوشته برادران گریم

کلام آخر

داستان سیندرلا در کشورهای مختلف زیادی از جمله ایران نیز بازگو شده است؛ هر چند در ایران بیشتر در داستان های هزار و یک شب بازگو شده است، در هر کشوری داستان سیندرلا طبق فرهنگ و آداب رسوم خودشان تغییر کرده است؛ اما بسیاری از نکات این شخصیت همواره در داستان ها ثابت است.

در انتها از شما عزیزان دعوت میکنیم تا برای مطالعه مقاله مربوط به هالک؛ از بروس بنر تا غول سبز، بیوگرافی کامل کلیک فرمایید.

مقالات مرتبط

آیا سلنا گومز Selena Gomez واقعاً کلون شده؟ از شایعه تا اسناد واقعی

چند روزی میشود که اینترنت جهانی از عکس ها و ویدیوهای مربوط…

8 اسفند 1404

نقد و بررسی فیلم Superman Returns

Superman Returns محصول سال ۲۰۰۶، بازگشتی شکوهمند از سوپرمن در دنیای سینمایی…

بررسی تریلر سریال Spider-Noir؛ بازگشت تاریک مرد عنکبوتی

انتشار نخستین تریلر سریال Spider-Noir تصویری متفاوت و جسورانه از دنیای مرد…

دیدگاهتان را بنویسید