با اطمینان میتوان گفت سریال جدید وینس گیلیگان برای Apple TV با نام Pluribus دقیقاً همان چیزی نیست که بسیاری از بینندگان انتظارش را داشتند؛ یا شاید دقیقتر این باشد که Pluribus برخلاف کلیشههای رایج علمی–تخیلی و روایتهای پرزرقوبرق سرویسهای استریم، بیشتر بر داستانپردازی شخصیتمحور تکیه دارد. این رویکرد ممکن است برای برخی جذاب و برای برخی دیگر ناامیدکننده باشد، اما تماشای مسیر پر دستانداز زندگی کارول استورکا (با بازی درخشان رئا سیهورن)، نویسندهای سرخورده و بدبین، تجربهای متفاوت و قابلتوجه است.
کارول در حالی تلاش میکند با «دیگران» (Others) همزیستی داشته باشد که در درون خود هنوز مصمم است دنیا را به وضعیت سابق بازگرداند. شاید شخصیت بدبین و ضدانسانی او در ابتدا برای بعضی آزاردهنده باشد، اما هر قسمت لایهای از زره ضخیم او را کنار میزند و آسیبپذیری عمیقش را آشکار میکند.
برای دسترسی به بهترین مقالات همراه پلیفای باشید.

دوراهی عشق یا نجات جهان
به گزارش collider این اشتیاق پنهان در قسمت «Charm Offensive» به اوج خود میرسد؛ جایی که کارول در لحظهای پیچیده و پرمعنا وارد رابطهای عاطفی با زوشیا (کارولینا ویدرا) میشود. اما حقیقت تلخ این است که این رابطه هرگز واقعی نخواهد بود، مادامی که زوشیا بخشی از ذهن جمعی «دیگران» است؛ موجودیتی که همچنان قصد دارد کارول را نیز جذب خود کند.
قسمت پایانی فصل با عنوان «La Chica o El Mundo» این حقیقت را بیپرده بیان میکند: کارول باید بین «دختر» و «جهان» یکی را انتخاب کند؛ او هرگز نمیتواند هر دو را داشته باشد. همین درک دردناک، زمینهساز فصلی دوم حتی انفجاریتر میشود.
رویارویی کارول و مانوسوس
در قسمت نهم، کارول و مانوسوس (کارلوس-مانوئل وسگا) بالاخره رودررو میشوند. مانوسوس که از پاراگوئه آمده، به دنبال زنی است که پیام پرشورش درباره نجات جهان را منتشر کرده بود، اما با کارولی متفاوت مواجه میشود؛ زنی که اکنون معتقد است «دیگران» را نباید نابود کرد، بلکه باید درمانشان کرد.
در مقابل، مانوسوس باور دارد اگر درمان ممکن نباشد، مرگ گزینه بهتری است. این اختلاف دیدگاه، شکاف عمیقی میان آنها ایجاد میکند. کارول حتی درباره دلیل بازگشت «دیگران» به زندگیاش نیز به او دروغ میگوید، زیرا نمیتواند اعتراف کند که عملاً از آنها التماس کرده بود برگردند.

حقیقتی که دیگر قابل انکار نیست
پس از زنجیرهای از اتفاقات تنشزا، از جمله تشنج جمعی «دیگران» و آزمایش خطرناک مانوسوس برای جدا کردن یک فرد از ذهن جمعی، کارول در نهایت با واقعیتی هولناک روبهرو میشود: «دیگران» به سلولهای بنیادی او دسترسی دارند، زیرا سالها پیش، زمانی که با همسر مرحومش هلن تخمکهایش را فریز کرده بود، تمام این اطلاعات ذخیره شده است.
زوشیا اعتراف میکند که جذب کارول به ذهن جمعی فقط مسئله زمان است؛ شاید یک تا سه ماه دیگر. وقتی کارول با چشمانی اشکآلود میگوید: «اگر دوستم داشتی، این کار را نمیکردی»، پاسخ «دیگران» حتی ترسناکتر است: آنها این کار را به خاطر عشق انجام میدهند.

پایانی تلخ و آغاز تصمیمی بزرگ
در نهایت، کارول میفهمد زندگی رؤیاییاش با زوشیا یک توهم موقت است. او تصمیم خود را میگیرد. با دیدن مانوسوس، تنها جملهای که میگوید این است:
«تو بردی. دنیا را نجات میدهیم.»
و درست در همین لحظه، سؤال هولناک دیگری مطرح میشود: محمولهای که با هلیکوپتر روی زمین خانه کارول فرود میآید چیست؟
آیا همان بمب اتمی است که پیشتر دربارهاش صحبت شده بود؟
پایان فصل اول Pluribus نهتنها پاسخی قطعی نمیدهد، بلکه با انتخابی اخلاقی، عاشقانه و آخرالزمانی، مخاطب را برای فصلی تاریکتر، عمیقتر و شاید ویرانگرتر آماده میکند.
در انتها از شما دوستان عزیز دعوت میشود که برای مطالعه مقاله مربوط به بازگشت استیون اسپیلبرگ به ژانر علمیتخیلی؛ فیلمی که سینما به آن نیاز دارد کلیک کنید.


دیدگاه کاربران (1 دیدگاه)